گاهی یک رفتار ساده و به ظاهر بیاهمیت میتواند در مقیاسی بزرگ، پیامدهای جدی برای زندگی شخصی، کسبوکار، سازمان و حتی جامعه داشته باشد. یکی از این رفتارها، مقایسه اجتماعی (Social Comparison) است؛ پدیدهای که میتواند باعث شود افراد، آگاهانه یا ناآگاهانه، موفقیت دیگران را تهدیدی برای جایگاه خود بدانند.
مقایسه اجتماعی چیست؟
زمانی که یکی از کتابهای من در فهرست پرفروشترینها قرار گرفت، ناشرم از من خواست برای کتابی که فروش خوبی داشت، یک توصیهنامه بنویسم. شاید این توصیه از طرف یک نویسنده معتبر میتوانست به کتاب آن نویسنده جوان کمک کند تا در فهرست پرفروشترینها قرار بگیرد.
من پیش از آن، مشابه این کار را برای نویسندگان جوان زیادی انجام داده بودم؛ اما درباره این مورد دچار تردید بودم. دلیل این تردید آن بود که این کتاب و نویسنده آن میتوانستند برای من بهعنوان یک رقیب جدی مطرح شوند.
ریشه این دغدغه و تردید، رفتاری است که با نام مقایسه اجتماعی شناخته میشود؛ یعنی احساس حمایت نکردن از فردی که ممکن است در آینده برای شما یا موقعیت شما به یک رقیب تبدیل شود.
نوشتن یا ننوشتن یک توصیهنامه برای یک کتاب شاید مسئله مهمی به نظر نرسد، اما مقایسه اجتماعی در برخی زمینهها میتواند پیامدهای بسیار نامطلوبی داشته باشد.

مقایسه اجتماعی در محیطهای دانشگاهی
در محیطهای دانشگاهی، معمولاً همه دوست دارند مقالاتشان در نشریات درجهیک و تخصصی حوزه کاری مرتبط با آنها منتشر شود. ممکن است شما یکی از افرادی باشید که در این زمینه موفق عمل کردهاید و طبیعتاً از شما برای بررسی کیفی مقالات یک نشریه دعوت شود.
حالا تصور کنید در چنین شرایطی، مقالهای سطحبالا از یک دانشجوی جوان و گمنام به دست شما برسد. چه واکنشی خواهید داشت؟
آیا پذیرش این مقاله را به منزله ضربهای به امپراتوری خود خواهید دانست؟
در چنین شرایطی، مقایسه اجتماعی میتواند به شکل جدی ذهن شما را درگیر کند. موفقیت فرد دیگری ممکن است به جای آنکه فرصتی برای رشد و پیشرفت تلقی شود، بهعنوان تهدیدی برای جایگاه و موقعیت فعلی شما دیده شود.
مقایسه اجتماعی؛ همیشه هم منفی نیست
انگیزهبخشی و آرامش درونی میتواند از نتایج مثبت مقایسه اجتماعی محسوب شود؛ زمانی که شما تواناییها و مهارتهای خود را با افراد توانمندتر و ماهرتر از خود مقایسه میکنید یا شرایط خود را با افراد ناتوانتر میسنجید.
اما درگیر شدن مداوم در این پازل ذهنی، رهاوردی جز تلف کردن توان و از بین بردن فرصتها در زندگی و کسبوکار برای شما نخواهد داشت.
به جای درگیر شدن در یک مقایسه مستمر با همکاران، دوستان، اعضای فامیل و دیگران، روی تواناییها و مهارتهای ذاتی خود تمرکز کنید و سعی کنید با تلاش و تمرین مداوم، توانمندیهای خود را ارتقا دهید.
در این شرایط، نگران جایگاه و احترام اجتماعی نباشید؛ جایگاه و احترام اجتماعی در نهایت به سراغ شما خواهد آمد.
افراد بزرگ چگونه با مقایسه اجتماعی برخورد میکنند؟
یقیناً تمام اشخاص بزرگ و قابل احترام در حوزههای گوناگون، افرادی بودهاند که چشمانشان رفتارها و موقعیتهای دیگران را تعقیب نمیکرده است. آنها از تقلید و مشابهسازی شرایط و موقعیت دیگران پرهیز کردهاند و تلاش کردهاند راهی جدید را در زندگی خود و جامعه پیرامونشان بگشایند.
تمرکز بیش از اندازه بر موقعیت دیگران میتواند ما را از مسیر اصلی خودمان دور کند. در مقابل، تمرکز بر تواناییها، مهارتها و مسیر رشد شخصی میتواند زمینهساز موفقیت واقعی باشد.
مقایسه اجتماعی چگونه میتواند یک کسبوکار را نابود کند؟
رفتار ناشی از مقایسه اجتماعی میتواند به طرز فاجعهباری موفقیت یک کسبوکار و شرکت تجاری را در معرض مخاطره قرار دهد.
فرض کنیم تصمیمگیران و مدیران ارشد در یک شرکت همیشه افرادی را استخدام کنند که از لحاظ هوش و مهارتهای کاری در تراز پایینتری از خودشان باشند. به همین ترتیب، در سطوح پایینتر نیز همین شیوه و نگرش حاکم باشد.
در یک بازه زمانی مشخص، مجموعهای از آدمهای ناتوان و بیهنر در شرکت جمع خواهند شد؛ وضعیتی که استیو جابز از آن بهعنوان «انفجار احمقها» یاد کرده است.
طبیعی است که چنین شرکتی دیگر راهی برای رشد و توانی برای رقابت نخواهد داشت.
چرا استخدام افراد بهتر از خود اهمیت دارد؟
توصیه من در این خصوص آن است که افراد بهتر از خود را استخدام کنید؛ در غیر این صورت، به مرور زمان شما فرمانده یک لشکر شکستخورده خواهید بود.
در چنین شرایطی، از توهم قدرت رهبری رنج خواهید برد و در یک چرخه معیوب، به یک شرکت کوتوله و ورشکسته خواهید رسید.
بنابراین، یکی از اصول مهم برای رشد سازمان و موفقیت کسبوکار این است که مدیران از حضور افراد توانمندتر از خود در مجموعه نترسند. یک سازمان زمانی میتواند رشد کند که اعضای آن صرفاً برای حفظ جایگاه مدیران انتخاب نشوند، بلکه بر اساس توانایی، مهارت و شایستگی خود فرصت حضور و پیشرفت پیدا کنند.
انفجار احمقها در سطح جامعه و حکمرانی
این نوع رفتار در حوزه حکمرانی و در سطح ملی، نتایج دهشتناکی خواهد داشت؛ زیرا مانند یک فیلتر قدرتمند، افراد توانمند را حذف و افراد نالایق و ناتوان را بر مسند قدرت مینشاند.
در چنین شرایطی، سرنوشت یک ملت در کف دستان ناتوان و اندیشههای حقیر قرار خواهد گرفت.
بنابراین، آنچه ممکن است در ابتدا صرفاً یک رفتار فردی یا سازمانی به نظر برسد، در مقیاس بزرگتر میتواند پیامدهایی بسیار گسترده داشته باشد. حذف افراد شایسته به دلیل ترس از مقایسه یا تهدید شدن جایگاه، میتواند به مرور زمان کیفیت یک سازمان یا حتی یک جامعه را کاهش دهد.
آیا به افراد برتر از خود میدان میدهید؟
آیا شما به افراد برتر و بزرگتر از خود میدان میدهید؟
در یک نگاه کوتهبینانه، شاید این افراد موقعیت شغلی و اجتماعی شما را در معرض خطر قرار دهند؛ اما تردید نکنید که مشارکت آنها باعث افزایش منافعی خواهد شد که شما نیز میتوانید در آن سهیم باشید.
به همین دلیل بود که دست آخر، من توصیهنامه را برای آن نویسنده جوان نوشتم.
نتیجهگیری
مقایسه اجتماعی زمانی میتواند خطرناک شود که موفقیت دیگران را تهدیدی برای خودمان بدانیم. این نگرش در زندگی شخصی ممکن است فرصتهای ما را از بین ببرد، در محیط کاری مانع رشد افراد توانمند شود و در کسبوکار، به استخدام افراد ضعیفتر و شکلگیری چیزی منجر شود که از آن با عنوان «انفجار احمقها» یاد میشود.
در مقابل، اگر به افراد توانمندتر از خود میدان بدهیم، به جای ترس از رقابت، میتوانیم از توانایی و مشارکت آنها برای رشد خود، سازمان و جامعه استفاده کنیم.
برگرفته از کتاب:
The Art of Thinking Clearly
نویسنده: Rolf Dobelli







