خود بیش پنداری

یوهان سباستین باخ موسیقیدان محبوب من است. او آثار فاخر بسیاری را خلق کرده است. اینکه تعداد این آثار چقدر است را در پایان این نوشته خواهم گفت.

ولی بیایید به یک پرسش پاسخ دهید:

تعداد آثار تألیفی سباستین باخ در حوزه موسیقی چه تعداد است؟

عدد‌ی بین ۱۰۰ تا ۵۰۰ را انتخاب کنید، مشروط بر اینکه بیش از ۲٪ خطا نداشته باشد.

خودبیش‌پنداری چیست؟

شما چقدر به گستره و عمق دانسته‌ها و توانایی‌های خود اعتماد دارید؟

در یک آزمون از صدها نفر پرسیده شد که میزان تولید تخم‌مرغ در آمریکا چقدر است؟ میزان واردات خودرو به کشور آمریکا چقدر است؟ یا حتی درآمد ناشی از عوارض عبور کشتی‌ها در کانال پاناما چند میلیون دلار در سال است؟

شرکت‌کنندگانی که تصور می‌کردند پاسخ این پرسش‌ها را می‌دانند، می‌توانستند هر عددی را انتخاب کنند؛ ولی با خطای کمتر از ۲٪.

نتایج به‌شدت ناامیدکننده بود. اعداد ارائه‌شده با اعداد درست، بیش از ۴۰٪ اختلاف داشتند.

این پدیده به نام خودبیش‌پنداری (Overconfidence) شناخته می‌شود.

خودبیش‌پنداری در همه افراد و حوزه‌ها

خودبیش‌پنداری در همه حوزه‌ها و برای همه گروه‌های مردم وجود دارد. ما به‌صورت سیستماتیک دانش و توانمندی و درستی باورها و قضاوت‌های خود را بیش از حد می‌پنداریم.

به عبارتی، خودبیش‌پنداری فاصله زیادی بین آنچه می‌دانیم و آنچه می‌پنداریم که می‌دانیم، و همچنین آنچه می‌توانیم و آنچه می‌پنداریم که می‌توانیم، نشان می‌دهد.

نکته جالب توجه اینکه متخصصین بیشتر از عموم مردم در معرض این مغالطه قرار می‌گیرند.

اگر شما پیش‌بینی قیمت نفت در پنج سال آینده را از یک استاد دانشگاه در حوزه اقتصاد بپرسید، پیش‌بینی او به همان میزان غلط است که پیش‌بینی یک نگهبان باغ‌وحش؛ تنها تفاوت در این است که استاد دانشگاه به شما اطمینان ۱۰۰٪ می‌دهد که پیش‌بینی او درست است.

انواع خودبیش‌پنداری

خودبیش‌پنداری به سه صورت در افکار و رفتار ما منعکس می‌شود:

  1. دست بالا گرفتن توانمندی‌های ذاتی
  2. ارزیابی بیش از حد توانمندی‌ها در مقایسه با دیگران
  3. برآورد بیش از حد دقت و درستی باورها و قضاوت‌های شخصی

این سه شکل از خودبیش‌پنداری می‌توانند باعث شوند ارزیابی ما از خودمان و توانایی‌هایمان با واقعیت فاصله داشته باشد.

چند مثال از خودبیش‌پنداری در زندگی

نزدیک به ۸۵٪ مردان فرانسوی بر این باورند که در عشق ورزیدن بالاتر از حد متوسط هستند؛ درصورتی‌که این عدد وفق محاسبات آماری می‌تواند حداکثر ۵۰٪ باشد.

همچنین ۹۳٪ دانشجویان آمریکایی تصور می‌کنند که مهارت رانندگی آنها از حد متوسط بالاتر است.

همه رستوران‌دارهای آمریکایی در رویای یک Michelin-Starred شدن هستند (رستوران‌های زنجیره‌ای معروف آمریکایی)، ولی بیشتر آنها پس از سه سال رستوران خود را تعطیل می‌کنند و به خانه برمی‌گردند.

آیا خودبیش‌پنداری همیشه منفی است؟

البته خودبیش‌پنداری و اعتمادبه‌نفس زیاد از عوامل موفقیت افراد در حوزه‌های مختلف نیز می‌تواند باشد.

شخصی که به خود و توانایی‌های خود ایمان دارد، احتمالاً بیشتر از دیگران برای رسیدن به هدف خود در زندگی تلاش می‌کند.

کارآفرینان موفق حتماً توانایی‌های خود را در مقایسه با دیگران در سطح بالاتری ارزیابی کرده‌اند.

بنابراین، خودبیش‌پنداری در برخی شرایط می‌تواند به‌عنوان عاملی برای افزایش انگیزه و تلاش فرد برای رسیدن به اهداف عمل کند.

تأثیر خودبیش‌پنداری بر مدیریت و تصمیم‌گیری

نتایج منفی خودبیش‌پنداری در زندگی شخصی محدود به یک فرد یا احتمالاً گروه کوچکی از افراد خواهد بود؛ ولی همین ویژگی در پست‌های مدیریتی می‌تواند موجب نتایج مخربی در سطح سازمان باشد و در پست‌های سیاسی فاجعه‌آفرین باشد.

کسی که قدرت تصمیم‌سازی‌های بزرگ در سطح ملی داشته باشد و توانایی‌های خود را تا حد زیادی بیشتر از اندازه واقعی تصور کند، ملتی را گرفتار نتایج دهشتناک تصمیم‌گیری‌های اشتباه خود خواهد کرد.

خیلی مهم نیست که ما چه می‌دانیم و چه می‌توانیم؛ مهم این است که اندازه، مرز و محدودیت‌های دانش و توانایی‌های خود را به‌خوبی بشناسیم.

چرا انسان‌ها دچار خودبیش‌پنداری می‌شوند؟

فراگیر بودن خودبیش‌پنداری در انسان‌ها به دلیل عامل بیرونی نیست و یک خصیصه ذاتی ماست.

در واقع هیچ ویژگی کنترل‌کننده‌ای هم وجود ندارد که تعادل مطلوبی در ما ایجاد کند و همه ما تجربه گرفتار آمدن در این دام را داشته‌ایم.

جالب است که بدانید خودبیش‌پنداری در مردان و آدم‌های خوش‌بین در سطح بالاتری از زنان و آدم‌های بدبین است.

البته زنان و آدم‌های بدبین هم توانایی‌های خود را بیش از اندازه واقعی ارزیابی می‌کنند.

بدیهی است که معیار میزان خودبیش‌پنداری در افراد، معطوف به نتایجی است که به دست می‌آورند.

چگونه از خودبیش‌پنداری در برنامه‌ریزی جلوگیری کنیم؟

شما که برای آینده خود برنامه‌ریزی می‌کنید، توجه داشته باشید که انسان‌ها ذاتاً دانش و توانایی‌های خود را بالاتر از آنچه که هست می‌پندارند.

سعی کنید درصد خطا (مثلاً ۳۰٪) بین ارزیابی‌ها و تصوراتی که از خود دارید و آنچه که واقعاً هست را در برنامه‌ریزی‌هایتان لحاظ کنید.

در این صورت، برنامه‌های شما از شانس موفقیت بالاتری برخوردار خواهد بود.

برگردیم به پرسش اول این نوشته.

ما ۱۱۲۷ اثر فاخر در حوزه موسیقی از سباستین باخ به یادگار داریم!

برگرفته از کتاب The Art of Thinking Clearly

0 0 رای ها
Article Rating

عضویت در خبرنامه

جدیدترین اخبار، مقالات آموزشی و مطالب تخصصی حوزه نرم‌افزارهای سازمانی، فناوری و کسب‌وکار را دنبال کنید.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 Comments

درخواست دمو رایگان

با شرکت در یک جلسه دمو اختصاصی رایگان و مشاوره با کارشناسان متخصص ما، نرم‌‌افزار‌های پیوست را متناسب با سازمان خود بررسی نمایید.