چرا باید نگران انفجار احمق ها بود؟

گروه نرم افزاری پیوست > دیدگاه مدیریت  > چرا باید نگران انفجار احمق ها بود؟
fool trump

چرا باید نگران انفجار احمق ها بود؟

زمانی که یکی از کتابهای من در لیست پرفروشترین ها قرار گرفت، ناشر من از من خواست که یک توصیه نامه برای کتابی که فروش خوبی داشت بنویسم، که شاید این توصیه از طرف یک نویسنده معتبر بتواند کتاب آن نویسنده جوان را نیز در لیست پرفروشترین ها قرار دهد. من مشابه این کار را برای نویسندگان جوان زیادی انجام داده بودم ولی در مورد این یکی دچار تردید بودم چرا که این کتاب و نویسنده آن می توانست برای من به عنوان رقیب سختی مطرح باشد. ریشه این دغدغه و تردید من رفتاری است که به نام مقایسه اجتماعی Social Comparison شناخته می شود. حس حمایت نکردن از کسی که می تواند برای شما و موقعیت شما رقیب محسوب شود.
نوشتن یا ننوشتن یک توصیه نامه برای یک کتاب شاید مسئله مهمی نباشد ولی این پدیده در برخی زمینه ها می تواند بسیار نامطلوب باشد. در محیطهای دانشگاهی معمولا همه دوست دارند مقالات آنها در نشریات درجه یک تخصصی حوزه کار مرتبط آنها منتشر شود. ممکن است شما یکی از آنهایی باشید که در این زمینه موفق عمل کرده اید و طبیعتا از شما برای کار در بررسی کیفی سطح مقالات در نشریه، دعوت خواهد شد. در این شرایط اگر مقاله سطح اولی از یک دانشجوی جوان و گمنام به دست شما برسد چه واکنشی خواهید داشت؟ آیا پذیرش این مقاله را به منزله ضربه ای به امپراطوری خود خواهید دانست؟ در این شرایط مقایسه اجتماعی به طور جدی ذهن شما را مشغول خواهد کرد.
انگیزه بخشی و آرامش درونی می تواند از نتایج مثبت مقایسه اجتماعی محسوب شود آنگاه که شما توانایی و مهارت های خود را با افراد توانمندتر و ماهرتر از خود مقایسه می کنید و یا هنگامی که شرایط خود را با افراد ناتوان تر می سنجید. ولی درگیر شدن در این پازل ذهنی به صورت مداوم، رهاوردی جز تلف توان و کشتن فرصتها در زندگی و کسب وکار، برای شما نخواهد داشت. به جای درگیر شدن در یک مقایسه مستمر با همکاران، دوستان، اعضای فامیل و… روی توانایی ها و مهارت های ذاتی خود تمرکز کنید و سعی کنید با تلاش و تمرین مداوم توانمندیهای خود را ارتقاء دهید، در این شرایط نگران جایگاه و احترام اجتماعی نباشید، به سراغ شما خواهد آمد.
یقینا تمام اشخاص بزرگ و قابل احترام در حوزه های گوناگون، افرادی بوده اند که چشمانشان رفتارها و موقعیت های دیگران را تعقیب نمی کرده است و از تقلید و مشابه سازی شرایط و موقعیت های دیگران پرهیز می کرده اند و راه جدیدی را در زندگی خود و جامعه پیرامون خود گشوده اند.
رفتار مقایسه اجتماعی، می تواند به طرز فاجعه باری موفقیت یک کسب و کار و شرکت تجاری را در معرض مخاطره قرار دهد. فرض کنیم تصمیم گیران و مدیران ارشد در یک شرکت همیشه افرادی را استخدام کنند که از لحاظ هوش و مهارت های کاری در تراز پایین تری از خود باشند و به همین ترتیب در سطوح پایین تر هم این شیوه و نگرش حاکم باشد. در یک بازه زمانی مشخص مجموعه ای از آدمهای ناتوان و بی هنر در شرکت جمع خواهند شد، آنچه که استیو جابز از آن به عنوان “انفجار احمق ها” یاد کرده است. طبیعی است که این شرکت راهی برای رشد و توانی برای رقابت نخواهد داشت. توصیه من در این خصوص آن است که افراد بهتر از خود را استخدام کنید در غیر این صورت به مرور زمان شما فرمانده یک لشکر شکست خورده خواهید بود. و از توهم قدرت رهبری رنج خواهید برد و در یک سیکل معیوب به یک شرکت کوتوله و ورشکسته خواهید رسید.
این نوع رفتار در حوزه حکمرانی و در سطح ملی نتایج دهشتناکی خواهد داشت چون مانند یک فیلتر پر قدرت افراد توانمند را حذف و افراد نالایق و ناتوان را بر مسند قدرت می نشاند و سرنوشت یک ملت را در کف قدرت دستان ناتوان و اندیشه های حقیر خواهد نهاد.
آیا شما به افراد برتر و بزرگتر از خود میدان می دهید؟ در یک نگاه کوته بینانه شاید این افراد موقعیت شغلی و اجتماعی شما را در معرض خطر قرار دهند ولی تردید نکنید که مشارکت ایشان باعث افزایش منافعی خواهد شد که شما نیز می توانید در آن سهیم باشید. به همین دلیل بود که دست آخر من توصیه نامه را برای آن نویسنده جوان نوشتم.

برگرفته از کتاب:
The Art of Thinking Clearly
by: Rolf Dobelli

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه

دیدگاه
نام
ایمیل
وبسایت

سوالی دارید ؟

به محض دریاف پاسخ یا تغییرات برای شما پیام اطلاع رسانی ارسال خواهیم کرد!

+ = Verify Human or Spambot ?